عاشقان عید بر شما مبارک

عمر را پايان رسيد و يارم از در در نيامد
قصه ام آخر شد و اين غصه را آخر نيامد
جام مرگ آمد به دستم جام مي هرگز نديدم
سالها بر من گذشت و لطفي از دلبر نيامد
مرغ جان در اين قفس بي بال و پر افتاد و هرگز
آنكه بايد اين قفس را بشكند از در نيامد
عاشقان روي جانان جمله بي نام ونشانند
نامداران را هواي او دمي بر سر نيامد
كاروان عشق رويش صف بصف در انتظارند
با كه گويم آخر آن معشوق جان پرور نيامد
مردگان را روح بخشد عاشقان را جان ستاند
جاهلان را اينچنين عاشق كشي باور نيامد

عاشقان عیدتان مبارک
+ نوشته شده در سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 5:27 بعد از ظهر  توسط فرزانه
|
