تبليغاتX
دیوونه دوست داشتنی - هر لحظه انتظار مرگ رو داشته باش

دیوونه دوست داشتنی

عشق و عاشقی , شیطونی و ضد حال...

هر لحظه انتظار مرگ رو داشته باش

   

                       

 

نگاهی به من انداخت و پرسید: چند سالته ؟

 

به سختی آب دهانم را قورت دادم و پاسخ دادم هنوز 20

 

سالم نشده

 

با بی اعتنایی گفت : فکر نکن هنوز بچه ای !

 

چهره ام حالت محزونی به خود گرفت .

 

گفتم : ولی من فکر می کردم سن کمیه !

 

با تعجب ابروهاشو بالا انداخت و گفت : ولی از تو کوچکتر خیلی ها

 

هستند .

 

با درماندگی گفتم : اجازه میدی برم ؟

 

خندید و گفت : نه عجله کن دیگر باید برویم.

 

لحظاتی بعد دست من در دست او بود و از روی سر تمام آدم های

 

اطرافمان می گذشتیم

 

جسم من روی خاک افتاده بود .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 مرداد1386ساعت 7:8 بعد از ظهر  توسط فرزانه  |