خوابیدی رو بال موجا ، کاش می شد بودم کنارت
تو به دریا دل سپردی ، من تو ساحل چشم به راهت
دنبالت دارم می گردم ، اما نیست از تو نشونی
روزگار ما رو جدا کرد ، یه غروب توی جوونی
بعد مرگشون زندگی شده مثل مرداب
رویا های خوش و فقط می دیدیم توی خواب
بودنشون شده واسمون عین سراب
چیزی نمونده ازشون بجز عکس توی قاب
با رفتنشون فقط اسمشونو جا گذاشتن
دلم می سوزه وقت خداحافظی نداشتن
شادی و تفریح دیگه رختٍ شونو بستن
بجاش غصه و غم توی دلامون نشستن
پنجشنبه ها همه میریم سر خاکشون
چشم گریون ، دل پریشون
یاد دست نوشته، یاد خطشون
یاد ردپا ، جا پای کفششون
دل من هوا تو کرده ، کاش می شد تو رو ببینم
کاش می شد تو خواب دوباره دست سردتو بگیرم
درو دیوار ، پر شده از عکستون
تو گوشم می پیچه صدای خندتون
وقتی می خوابم آرزومه ببینمتون
بی معرفتا خجالت می کشید، ببوسمتون
سر جاتون یه شاخه گلی هنوز هست
بوش به مشامم که میرسه میشم مست
داد میزنم بلند صدامو بشنوید
دلم تنگ شده چرا جوابو نمی دید
بغض بهم امون خوندن نمی ده
یه روز میام پیشتتون ، اون روز نزدیکه
پس خداحافظ تا لحظه ی دیدار
خدا کنه خواب باشم پس کی میشم بیدار؟
تو که رفتی به سلامت ، وعده ی ما به قیامت
حسرت یه لحظه دیدن ، واسه من شده یه عادت
تقدیم به نجمه ی عزیزم که چهل روزه مارو تنها گذاشته