عشق ....
عشق با روح شقايق زيباست
عشق با حسرت عاشق زيباست
عشق با نبض دقايق زيباست
عشق با حسرت ديدار تو بودن زيباست
عشق و عاشقی , شیطونی و ضد حال...
عشق با روح شقايق زيباست
عشق با حسرت عاشق زيباست
عشق با نبض دقايق زيباست
عشق با حسرت ديدار تو بودن زيباست
منازعت چهار كس جهت انگور
چار كس را داد مردي يك درم
آن يكي گفت اين به انگوري دهم
آن يكي ديگر عرب بد گفت: لا
من عنب1 خواهم نه انگور، اي دغا2
آن يكي تركي بدو گفت اي گزم3
من نمي خواهم عنب،خواهم ازم4
آن يكي رومي بگفت اين قيل را
ترك كن خواهيم استافيل5 را
در تنازع آن نفر6 جنگي شدند
كه از سرّ نامها غافل بدند
مشت بر هم مي زدند از ابلهي
پر بدند از جهل، وز دانش تهي
صاحب سري عزيزي صد زبان
گر بدي آنجا بدادي صلحشان
پس بگفتي او كه من زين يك درم
آرزوي جمله تان را مي دهم
چونكه بسپاريد دل را بي دغل
اين درمتان مي كند چندين عمل
يك درمتان مي شود چار، المراد
چار دشمن مي شود يك، ز اتحاد
گفت هر يكتان دهد جنگ و فراق
گفت من آرد شما را اتفاق
(مثنوي معنوي)
1. انگور در عربي
2. حيله گر، نادرست
3. به تركي يعني نور چشمم
4. انگور به تركي
5. انگور به يوناني
6. گروه، جماعت