
برای تو می نویسم فقط برای تو
برای تو ای امتداد نور٬ ای آغاز شکفتن و پایان پژمردگی
برای تو ای سالار کاروان عشق
برای تو که پایان شکیبایی هستی می نویسم برای تو
این قلم بی جان را به حرکت در می آورم برای تو که دوستت دارم
چرا که تو سزاوار وصفی و در وصف نمی آیی و من در وصف تو با کلمات
حیرانم چرا که تو تنها مونس من هستی
فرشته ی مهربان زندگیم باور کن
بدون تو چراغ زندگیم به خاموشی می گراید
دوستت دارم بی نهایت ٬ باصداقت ٬ تا قیامت
+ نوشته شده در شنبه 28 مرداد1385ساعت 6:35 بعد از ظهر  توسط فرزانه
|

امروز تولد بهاره هست ....
ای کاش میتونستم بهتر از این
و نه از اینجا تولدت رو بهت تبریک بگم
هیچوقت و هرگز یادتو از ذهن و قلبم بیرون نمی ره و برای من هر روز روزِ
تولد توست در من ! چون تو برای من مثل خورشید، حیات بخش ، گرم و امید
بخش زندگی و هر لحظه صدای تو و نگاه تو به من زندگانی مجدد می بخشد
و هر بار تو و عشق تو بیش از پیش در من و در قلب من متولد می گردد
با همه عشق و از صمیم قلبم تو را دوست دارم و آرزویم آرزوهایت هستند
امیدوارم که هر جا هستی خوش و سالم و شاد باشی
روز تولدت روزی بوده که خدا با آنهمه عظمت و مهربانی در فکر من بوده و
عشق را به من هدیه داده!
خدایا تو را سپاس می گویم و از تو فقط او را میخواهم





+ نوشته شده در چهارشنبه 18 مرداد1385ساعت 4:14 قبل از ظهر  توسط فرزانه
|
+ نوشته شده در جمعه 13 مرداد1385ساعت 3:14 قبل از ظهر  توسط فرزانه
|
+ نوشته شده در یکشنبه 1 مرداد1385ساعت 8:10 بعد از ظهر  توسط فرزانه
|